يه روز تو بيمارستان ميخواستن ديوونه ها رو آزمايش كنن.روي ميز روغن ريختن و ميز رو زير لامپ قرار دادن.
ديوونه ها يكي يكي رفتن رو ميز و سر خوردن.
نوبت به آخري رسيد,اون يه كاغذ گذاشت زير پاش و به راحتي لامپ رو عوض كرد.
دكترا با خشحالي ازش پرسيدن كه شما چطور تونستين لامپ رو عوض كنيد؟
ديوونه گفت:خب خيلي هم مشكل نبود,
چون وقتي فهميدم قدم به لامپ نميرسه يه كاغذ زير پام گذاشتم تا قدم بلند تر بشه!!!
نظرات شما عزیزان:
mohammad reza 
ساعت15:54---23 بهمن 1390
سلام .
جال بود.
وبلاگ عالیییییییییییییییی داری
به وبلاگ منم سر بزن.
مر30
بای
|